ابراهيم عاملي ( موثق )
134
تفسير عاملي ( فارسي )
بطش قهارى كه بر قومى رانده و دمار از همه برآورده ، و ديگر بيان حكم ازل كه در سعادت و شقاوت خلق رفته ، آن سعيد پيش از عمل رسته و كارش برآمده و اين شقىّ بتير قطعيّت خسته و بميخ ردّ وابسته چه توان كرد « اللَّه » چنين خواسته و حكم عدل حكم اين رانده نه مشك خود بوى خريده نه عسل به خود شيرينى يافته ، كارى است در ازل بوده و رفته نه فزوده و نه كاسته ، پير طريقت را پرسيدند از انفاس نيك - بختان و بدبختان و فرق ميان ايشان گفت : نفس بدبخت دود چراغى است كشته در خانه ى تنگ بىدر ، و نفس نيكبخت چشمه اى روشن و روان در بوستانى آراسته بابر . فخر : در اين جمله اعلام شده است : يك دسته از مردم بدبخت هستند و دسته ى ديگر خوشبخت . پس آن را كه خداوند محكوم بشقاوت كرده است و خبر داده است كه بدبخت خواهد بود ممكن نيست خوشبخت شود چون خبر خدا دروغ نمىشود و هم آن را كه خبر داده است خوشبخت خواهد بود بدبخت نخواهد شد . « لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ » 106 فخر : بموجب گفته ى طبيبان چون روح آدمى در دل فشرده و محدود شود آدمى ناچار هوائى زياد بدرون خود ميكشد تا از آن حرارت و فشردگى دل ، كمى آسوده شود ، و آن را زفير گويند و چون طبيعت كوشش كند كه آن هواى متراكم در درون را بيرون كند آن را شهيق مينامند و هر دوى اين حالت نشانه ى اندوه و غم فراوان است . و نتيجه معناى لغوى اين دو كلمه قوت است و ضعف پس ممكن است معنى جمله چنين باشد : ميل و خواهش زياد دارند ببرگشت و استفاده از لذات دنيا و بسيار كم است آمادگى آنها براى عالم روحانى و استفاده از انوار الهى . روح البيان : مقصود تشبيه آواز كافران است در جهنّم بآواز خر كه بسيار منكر است چنان كه در اين عالم آواز منكرين مجرمين را شنيدهايم كه چون بر دارشان برند و يا گردنشان ببرند و يا دست و پاشان قطع شود مانند گاو صدا مىكنند . تفسير حسينى : در دنبال جمله ى « فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ » نوشته است : در